خبرهاي جديد :

  • خريد پستي ساعت سي کي

    خانم هاي شيک پوش امروزي

    ساعت مچي طرح CK

    در رنگ هاي متنوع و زيبا

    راز شيك پوش شدن اينجاست

    ساعتي فوق العاده زيبا و شيک براي امروزي ها

    موجود در رنگهاي :

    مشکي ، سفيد ، قرمز ، بنفش ، صورتي و آبي

    در صورتي که رنگ خاصي مد نظر شماست

    در بخش پيغام صفحه خريد ذکر نماييد تا براي شما ارسال گردد

    خريد ساعت

    فقط 9500 تومان

    براي مشاهده توضيحات و تصاوير بيشتر اينجا را کليک کنيد ...

    ابتدا تحويل ، سپس پرداخت درب منزل به مامور پست

    خريد پستي ساعت دخترانه

    .

    =___-___==___-___==___-___==___-___==___-___==___-___=

     

  • پسر بچه بدرفتار و میخ ( داستان جالب همراه با ترجمه انگلیسی)

     

    زماني ،پسربچه اي بود که رفتار بدي داشت.پدرش به او کيفي پر از ميخ داد و گفت هرگاه  رفتار بدي انجام داد،بايد ميخي را به ديوار فروکند.

    روز اول پسربچه،37 ميخ وارد ديوارکرد.در طول هفته هاي بعد،وقتي يادگرفت بر رفتارش کنترل کند،تعداد ميخ هايي که به ديوار ميکوبيد به تدريج کمتر شد.

    او فهميد که کنترل رفتار، از کوبيدن ميخ به ديوار آسانتر است.

    سرانجام روزي رسيد که پسر رفتارش را به کلي کنترل کرد. اين موضوع را به پدرش گفت و پدر پيشنهاد کرد اکنون هر روزي که رفتارش را کنترل کند، ميخي را بيرون بکشد.روزها گذشت و پسرک سرانجام به پدرش گفت که تمام ميخ ها را بيرون کشيده.پدر دست پسرش را گرفت و سمت ديوار برد.پدر گفت: تو خوب شده اي اما به اين سوراخهاي ديوار نگاه کن.ديوار شبيه اولش نيست.وقتي چيزي را با عصبانيت بيان مي کني،آنها سوراخي مثل اين ايجاد مي کنند. تو ميتواني فردي را چاقو بزني و آنرا دربياوري . مهم نيست که چقدر از اين کار ،اظهار تاسف کني.آن جراحت همچنان باقي مي ماند.ايجاد يک زخم بياني(رفتار بد)،به بدي يک زخم و جراحت فيزيکي است.

     

    There once was a little boy who had a bad temper. His father gave him a bag of nails and told him that every time he lost his temper, he must hammer a nail into the back of the fence.

    The first day, the boy had driven 37 nails into the fence. Over the next few weeks, as he learned to control his anger, the number of nails hammered daily gradually dwindled down.

    He discovered it was easier to hold his temper than to drive those nails into the fence.

    Finally the day came when the boy didn’t lose his temper at all. He told his father about it and the father suggested that the boy now pull out one nail for each day that he was able to hold his temper. The days passed and the boy was finally able to tell his father that all the nails were gone.

    The father took his son by the hand and led him to the fence. He said, “You have done well, my son, but look at the holes in the fence. The fence will never be the same. When you say things in anger, they leave a scar just like this one.

    You can put a knife in a man and draw it out. It won’t matter how many times you say I’m sorry the wound is still there. A verbal wound is as bad as a physical one.”

    تعداد دفعات مشاهده شده : 827 - یکشنبه 5 اردیبهشت 1389 و ساعت 08:48:50 بعد از ظهر

    نويسنده : admin

    موضوعات اين مطلب :

    شاخه : تفريح وسرگرمی
    شاخه : تفريح وسرگرمی - زیر شاخه : سخن وداستان آموزنده

    تگ هاي اين مطلب :

    pesar bache bad raftar ,پسر بچه بدرفتار ,داستان جالب ,پسر بچه بدرفتار و میخ

  • نظرات کاربران

    لطفا تمامی فیلد های مربوطه را پر نمایید

  • مطالب مرتبط

ديگر قسمت ها