- رباتیک
- کاریابی
- تفريح وسرگرمی
- آموزش IT
- فال و طالع بینی
- تست خودشناسی
- ایرانشناسی
- پزشكی
- خانواده
- پيامك
- روانشناسی وموفقيت
- فرهنگی و هنری
- آشپزی و خانه داری
- ورزشی
- اخبار
لينکستان
- تبادل لینک
- فروشگاه خرید ایرانیان
- Forward09
- ورود عاشق ممنوع
- ***پرپرک***
- پرتال جامع دانلود برگ نت
- تفریحی اس ام اس ناز
- گشت و گذار در اینترنت
- وبسایت تخصصی اخبار و اطلاعات خودرو
- ميهن فان | پورتال سرگرمي
- تازه های وایمکس استان گیلان
- ...:::دانلود برای ایرانی:::..
- خبر طنز
- ..::چت روم دوستان::..
- فوق العاده ترین ببین
- سایت تفریحی و سرگرمی رشت بکس
- ESET nod32 username & password
- دست نوشت
- پایگاه سرگرمی تفریحی سی تی پاتوق
خبرهاي جديد :
خريد پستي ساعت سي کي
خانم هاي شيک پوش امروزي
ساعت مچي طرح CK
در رنگ هاي متنوع و زيبا
راز شيك پوش شدن اينجاست
ساعتي فوق العاده زيبا و شيک براي امروزي ها
موجود در رنگهاي :
مشکي ، سفيد ، قرمز ، بنفش ، صورتي و آبي
در صورتي که رنگ خاصي مد نظر شماست
در بخش پيغام صفحه خريد ذکر نماييد تا براي شما ارسال گردد
خريد ساعت
فقط 9500 تومان
براي مشاهده توضيحات و تصاوير بيشتر اينجا را کليک کنيد ...
ابتدا تحويل ، سپس پرداخت درب منزل به مامور پست
خريد پستي ساعت دخترانه
.
=___-___==___-___==___-___==___-___==___-___==___-___=
یک داستان عشقی غم انگیز

شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه :
سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم.
دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم. ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم. دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟! علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟! داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟! کاش بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه. کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند. علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت. حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟! روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من یادمه، یادمه چطور بزرگترهامون، همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند. یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش.
یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری. یادته اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه! می گفتی که من بخندم. علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم. هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام. روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم عمل می کنم. هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ. پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین جا تمومش می کنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام. وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم. دلم برات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت. دستم می لرزه. طرح چشمات پیشه رومه. دستمو بگیر. منم باهات میام ….
پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه. سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشک یکی شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود. هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود. پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده. حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت! مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند…
تعداد دفعات مشاهده شده : 1435 - یکشنبه 5 اردیبهشت 1389 و ساعت 01:21:13 بعد از ظهر
نويسنده : admin
موضوعات اين مطلب :
شاخه : تفريح وسرگرمی
شاخه : تفريح وسرگرمی - زیر شاخه : سخن وداستان آموزنده
شاخه : خانواده
شاخه : خانواده - زیر شاخه : خواستگاری و ازدواجتگ هاي اين مطلب :
نظرات کاربران
لطفا تمامی فیلد های مربوطه را پر نماییدمطالب مرتبط
- آخرين بروز رساني سايت : یکشنبه 31 اردیبهشت 1391
پنج شنبه 4 خرداد 1391 - ساعت : 12:18:18 بعد از ظهر نشانه ها
cloobgoogleyahoodeliciousbalatarinfacebookadd bookmarkfriendfeedتغيير سايز محتوي مطلب
چاپ اين مطلب
ارسال براي دوست
گالری عكس
محبوب ترین های امروز

اس ام اس و پیامک مخصوص تولد و سالگرد ازدواج
جدید ترین اس ام اس های تولد و سالگرد ازدواج عزیزم بهت ...ادامه مطلب

خطرات تلويزيون هاي سه بعدي ....
آنچه سبب شد این موضوع را برای بحث انتخاب کنیم، اخطار جدید شرکت سامسونگ در رابطه با منع استفاده از این محصول است. این ...ادامه مطلب

اقدام عجیب زن تایلندی هنگام سفر به ایران!
یک زن تایلندی که یک توله ببر دو ماهه را در چمدان خود میان لباسها پنهان کرده بود و از فرودگاه بانکوک قصد عزیمت به ...ادامه مطلب

داستان دستان دعا كننده
اين داستان به اواخر قرن 51بر مي گردد. در يك دهكده كوچك نزديك نورنبرگ خانواده اي با81بچه زندگي مي كردند. براي امرار معاش اين ...ادامه مطلب

دختری که هیچگونه دردی را احساس نمیكند +عکس
براساس گزارش رسانههای رسمی انگلستان این دختربچه چهار ساله كه «گریس ریدل» نام دارد و اهل منطقه «بیرمنگهام& ...ادامه مطلب

تابلوی داوینچی روی یخهای مذاب+ تصاویر
به گزارش برنا، همزمان با ذوب شدن بسیار سریع یخهای قطب شمال سازمان صلح سبز هنرمند معروف جان کویگلی (John Quigley ...ادامه مطلب

روان شناسی کودک (Child Psychology)
نگاه اجمالی بدون شک یکی از مهمترین و موثرترین دوران زندگی آدمی دوران کودکی است. دورانی که در آن شخصیت (Persona ...ادامه مطلب

پسر اسيدپاش به زودي قصاص ميشود
اين پرونده ديروز در حالي براي اجراي حکم به مسوولان قضايي مربوطه سپرده شد که گشوده شدن پرونده يي ديگر در دادسراي ناحي ...ادامه مطلب

بالا بردن حافظه با مصرف این خوراکی ها
یک متخصص تغذیه گفت: مصرف لوبیای سویا موجب افزایش حافظه، کاهش کلسترول بد و افزایش کلسترول خوب میشود. سید ضیاءا ...ادامه مطلب

آگهی استخدام موسسه مالی و اعتباری عسکریه – مهلت ۸۹/۴/۸
موسسه مالی و اعتباری عسکریه به منظور تامین بخشی از نیروی انسانی مورد نیاز خود در منطقه یک کشور شامل: استانه ...ادامه مطلب













