- رباتیک
- کاریابی
- تفريح وسرگرمی
- آموزش IT
- فال و طالع بینی
- تست خودشناسی
- ایرانشناسی
- پزشكی
- خانواده
- پيامك
- روانشناسی وموفقيت
- فرهنگی و هنری
- آشپزی و خانه داری
- ورزشی
- اخبار
لينکستان
- تبادل لینک
- فروشگاه خرید ایرانیان
- Forward09
- ورود عاشق ممنوع
- ***پرپرک***
- پرتال جامع دانلود برگ نت
- تفریحی اس ام اس ناز
- گشت و گذار در اینترنت
- وبسایت تخصصی اخبار و اطلاعات خودرو
- ميهن فان | پورتال سرگرمي
- تازه های وایمکس استان گیلان
- ...:::دانلود برای ایرانی:::..
- خبر طنز
- ..::چت روم دوستان::..
- فوق العاده ترین ببین
- سایت تفریحی و سرگرمی رشت بکس
- ESET nod32 username & password
- دست نوشت
- پایگاه سرگرمی تفریحی سی تی پاتوق
خبرهاي جديد :
خريد پستي ساعت سي کي
خانم هاي شيک پوش امروزي
ساعت مچي طرح CK
در رنگ هاي متنوع و زيبا
راز شيك پوش شدن اينجاست
ساعتي فوق العاده زيبا و شيک براي امروزي ها
موجود در رنگهاي :
مشکي ، سفيد ، قرمز ، بنفش ، صورتي و آبي
در صورتي که رنگ خاصي مد نظر شماست
در بخش پيغام صفحه خريد ذکر نماييد تا براي شما ارسال گردد
خريد ساعت
فقط 9500 تومان
براي مشاهده توضيحات و تصاوير بيشتر اينجا را کليک کنيد ...
ابتدا تحويل ، سپس پرداخت درب منزل به مامور پست
خريد پستي ساعت دخترانه
.
=___-___==___-___==___-___==___-___==___-___==___-___=
داستان طنز سیندرلا

يکي بود ، دو تا نبود ، زير گنبد کبود که شايدم کبود نبود و آبي
بود ، يه دختر خوشگل بي پدر مادر زندگي مي کرد. اسم اين
دختر خوشگله سيندرلا بود که بلا نسبت دختراي امروزي، روم به
ديوار روم به ديوار ، گلاب به روتون خيلي خوشگل بود .
سيندرلا با نامادريش که اسمش صغرا خانم بود و 2 تا خواهر
ناتنياش که اسمشون زري و پري بود زندگي مي کرد . بيچاره
سيندرلا از صبح که از خواب پا مي شد بايد کار مي کرد تا آخر
شب ………. آخه صغرا خانم خيلي ظالم بود . همش مي گفت
سيندرلا پارکت ها رو طي کشيدي؟ سيندرلا لوور دراپه ها رو گرد
گيري کردي؟ سيندرلا ميلک شيک توت فرنگيه منو آماده کردي ؟
سيندرلا هم تو دلش مي گفت : اي بترکي ، ذليل مرده ي گامبو
، کارد بخوره به اون شکمت که 2 متر تو آفسايده ، و بلند مي
گفت : بعله مامي صغي ( همون صغرا خانم خودمون ) . خلاصه
الهي بميرم براي اين دختر خوشگله که بدبختيهاش يکي دو تا
نبود . .... القصه ، يه روز پسر پادشاه که خاک بر سرش شده بود
و خوشي زير دلش زده بود ، خر شد و تصميم گرفت که ازدواج
کنه .
خلاصه شاهزاده ديگه خواب و خوراک نداشت . همش منتظر بود
تا مامانش يه دختر با کمالات و تحصيل کرده و امروزي براش گير
بياره. يه روز مامانش گفت : کوچولوي عزيز مامان ، من تمام
دختراي شهر رو دعوت کردم خونمون، از هر کدوم که خوشت
اومد بگو تا با پس گردني برات بگيرمش ، شاهزاده گفت : چرا با
پس گردني؟ مامانش گفت : الاغ ، چرا نمي فهمي ، براي اينکه
مهريه بهش ندي، پس آخه تو کي مي خواي آدم بشي ؟ روز
مهموني فرا رسيد ، سيندرلا و زري و پري هم دعوت شده
بودند .
زري و پري هزار ماشاالله ، هزار الله اکبر ، بزنم به تخته ،
شده بودند مثل 2 تا بچه ميمون ، اما سيندرلا ، واي چي بگم
براتون شده بود يه تيکه ماه ، اصلا" ماه کيلويي چنده ، شده بود
ونوس شايدم ...( مگه من فضولم ، اصلا" به ما چه شبيه چي
شده بود ) . صغرا خانم حسود چشم در اومده سيندرلا رو با
خودش نبرد ، سيندرلا کنار شومينه نشست و قهوه ي تلخ
نوشيد و آه کشيد و اشک ريخت . يهو ديد يه فرشته ي تپل مپل
با 2 تا بال لنگه به لنگه ، با يه دماغ سلطنتي و چشماي لوچ
جلوي روش ظاهر شد ....سيندرلا گفت : سلام....... فرشته :
گيريم عليک .
حالا آبغوره مي گيري واسه من ؟ ...... سيندرلا :
نه واسه خودم مي گيرم .......فرشته : بيجا مي کني ، پاشو
ببينم ، من اومدم که آرزوهات رو بر آورده کنم ، زود باش آرزو کن
...... سيندرلا : آرزو مي کنم که به مهمونيه شاهزاده برم ......
فرشته : خوب برو ، به درک ، کي جلوي راهتو گرفته دختره ي
پررو ؟ راه بازه جاده درازه........ سيندرلا : چشم ميرم ،
خداحافظ ...... فرشته : خداحافظ .... سيندرلا پا شد ، مي
خواست راه بيفته . زنگ زد به آژانس ، ولي آژانس ماشين
نداشت .
زنگ زد به تاکسي تلفني ولي اونجا هم ماشين نبود .
زنگ زد پيک موتوري گفت : آقا موتور داريد؟ يارو گفت : نه نداريم.
سيندرلا نا اميد گوشي رو گذاشت و به فرشته گفت ؟ هي
ميگي برو برو ، آخه من چه جوري برم؟ فرشته گفت : اي به
خشکي شانس ، يه امشب مي خواستم استراحت کنم که نشد
، پاشوبيا ببينم چه مرگته !!!! بلاخره يه خاکي تو سرمون مي
ريزيم . با هم رفتند تو انباري ، اونجا يدونه کدو حلوايي بود ،
فرشته گفت بيا سوار اين شو برو ، سيندرلا گفت : اين بي
کلاسه ، من آبروم مي ره اگه سوار اين بشم . فرشته گفت :
خوب پس بيا سوار من شو !!! سيندرلا گفت : يه آناناس
اونجاست فرشته جون ، به دردت مي خوره؟ .... فرشته : بعله
مي خوره .....سيندرلا : پس مبارکه انشاالله . خلاصه فرشته
چوب جادوگريش و رو هوا چرخوند و کوبيد فرق سر آناناس و
گفت : يالا يالا تبديل شو به پرشيا.
بيچاره آناناس که ضربه مغزي
شده بود از ترسش تبديل شد به يه پرشياي نقره اي. فرشته به
سيندرلا گفت : رانندگي بلدي؟ گواهينامه داري؟....... سيندرلا :
نه ندارم ........ فرشته : بميري تو ، چرا نداري؟..... سيندرلا :
شهرک آزمايش شلوغ بود نرفتم امتحان بدم...... فرشته : اي
خاک بر اون سرت ، حالا مجبورم برات راننده استخدام کنم.
فرشته با عصاش زد تو کله ي يه سوسک بدبخت که رو ديوار
نشسته بودو داشت با افسوس به پرشيا نگاه مي کرد .
سوسکه تبديل شد به يه پسر بدقيافه ، مثل پسراي امروزي .
سيندرلا گفت : من با اين ته ديگ سوخته جايي
نميرم.....فرشته : چرا نميري؟........ سيندرلا : آبروم مي ره.......
فرشته : همينه که هست ، نمي تونم که رت باتلر رو برات
بيارم ....... سيندرلا : پس حداقل به اين گاگول بگو يه ژل به
موهاش بزنه . خلاصه گاگول ژل زد به موهاش و با هر بدبختي
بود حرکت کردند سمت خونه ي پادشاه. وقتي رسيدند اونجا
ديديند واي چه خبره !!!!! شکيرا اومده بود اونجا داشت آواز مي
خوند ، جنيفر لوپز داشت مخ پدر پادشاه رو تيليت مي کرد . زري
و پري هم جوگير شده بودند و داشتند تکنو مي زدند . صغرا خانم
هم داشت رو مخ اصغر آقا بقال راه مي رفت (آخه بي چاره صغرا
خانم از بي شوهري کپک زده بود ) خلاصه تو اين هاگير واگير
شاهزاده چشمش به سيندرلا افتاد و يه دل نه صد دل عاشقش
شد .
سيندرلا هم که ديد تنور داغه چسبوند و با عشوه به
شاهزاده نگاه کرد و با ناز و ادا اطوار گفت : شاهزاده ي ملوسم
منو مي گيري ؟....... شاهزاده : اول بگو شماره پات چنده ؟........
سيندرلا : 37 ....... شاهزاده در حالي که چشماش از خوشحالي
برق مي زد گفت : آره مي گيرمت ، من هميشه آرزو داشتم
شماره ي پاي زنم 37 باشه. خلاصه عزيزان من شاهزاده
سيندرلا رو در آغوش کشيد و به مهمونا گفت : اي ملت هميشه
آن لاين ، من و سيندرلا مي خواهيم با هم ازدواج کنيم ، به هيچ
خري هم ربط نداره . همه گفتند مبارکه
همه گفتند مبارکه و بعد هم يک صدا
خوندند : گل به سر عروس يالا ... داماد و ببوس يالا ... سيندرلا
هم در کمال وقاحت شاهزاده رو بوسيد و قند تو دلش آب شد
( بعد هم مرض قند گرفت و سالها بعد سکته کرد و مرد) سپس
با هم ازدواج کردند و سالهاي سال به کوريه چشم زري و پري و
صغرا خانم ، به خوبي و خوشي در کنار هم زندگي کردند و
شونصد تا بچه به دنيا آوردند
تعداد دفعات مشاهده شده : 523 - شنبه 2 مرداد 1389 و ساعت 02:55:37 بعد از ظهر
نويسنده : admin
موضوعات اين مطلب :
شاخه : تفريح وسرگرمی
شاخه : تفريح وسرگرمی - زیر شاخه : مطالب طنزتگ هاي اين مطلب :
نظرات کاربران
لطفا تمامی فیلد های مربوطه را پر نماییدمطالب مرتبط
- آخرين بروز رساني سايت : یکشنبه 31 اردیبهشت 1391
سه شنبه 2 خرداد 1391 - ساعت : 06:54:36 قبل از ظهر نشانه ها
cloobgoogleyahoodeliciousbalatarinfacebookadd bookmarkfriendfeedتغيير سايز محتوي مطلب
چاپ اين مطلب
ارسال براي دوست
گالری عكس
محبوب ترین های امروز

پیراشکی سیب زمینی و ....
نان باگت را از وسط نصف کرده و در صورت تمایل خمیر داخل آن را خارج کنید. سپس لایهای&z ...ادامه مطلب

ساعت مچی با لیزر روی پوست
شاید تا به حال ساعت های مچی زیادی دیده باشیم که به نظرمان جالب و زیبا بوده اند، اما می توان این ساعت لیزری را عجی ...ادامه مطلب

تست سنجش طول عمر
فارغ از اين موضوع كه زندگي امروزه ملال آور هست يا نيست؛ از آنجا كه طول عمر به آرزوي بزرگ براي بني آدم بوده و هست؛ ...ادامه مطلب

غذاهایی که دلتان نمی آید آنها را بخورید
تزئین غذا ...ادامه مطلب

شعـــر طنز
من ندارم زن و از بی زنیم دلشادم از زن و غر زدن روز و شبش آزادم نه کسی منتظرم هست که شب برگردم نه ...ادامه مطلب

موضوع انشاء : ما و حیوانات
حالا قلم بر دست گرفته و انشای خودم را می نویسم.. ما حیوانات را خیلی دوست داریم، بابایمان هم همینطور. ما هر ...ادامه مطلب

بچه دار شدن دختر 10 ساله از پسر 15 ساله
در رویدادی نادر در نوع خود، یک دختربچه ده ساله اسپانیایی در جنوب اسپانیا نوزادی به دنیا آورد. به گزارش خبرگزار ...ادامه مطلب

قاعده ای فوق العاده (اسم شما به ژاپنی چی میشه)
طبق این قاعده اسم خودتون رو به ژاپنی پیدا کنید . A-ka B -tu C -mi D -te E - ...ادامه مطلب

60 قدم براي موفقيت در زندگي و كسب و كار
گام1: فهرستی از موفقیت هایی را که تا کنون نصیبتان شده را تهیه کنید. گام2: هر چند وقت یک بار به میان طبیعت بروید و در ...ادامه مطلب

نتايج كنكور 89 صبح فردا اعلام ميشود
سرورالدين رئيس سازمان سنجش آموزش كشور در نشست خبري صبح امروز خود با اشاره با اينكه نتايج اوليه كنكور سراسري سال 8 ...ادامه مطلب











